آرشیو برای مارس, 2008
رای می دهم. رای ندادن هیچ فایده ای ندارد
روزهای نزدیک انتخابات است ولی فضای شهر و احتمالاً کشور انتخاباتی نشده ، رد صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلب و البته بی عرضگی بعضی از بزرگان اصلاح طلب شهر باعث شده که در فاصله 6 روز مانده به انتخابات خبری در شهر نباشد.
اینکه چرا عده ای می خواهند مردم در انتخابات شرکت نکنند و بعبارتی بی رونق شدن بازار انتخابات به نفع چه کسانی و چه کاندیداهایی است ، سوال سختی نیست . کافیست نگاهی به نتایج انتخاباتی که مردم بیشترین حضور را داشته اند بیندازیم .هر گاه مردم به پای صندوق ها آمده اند آمار شرکت کنندگان بالا رفته ، نمایندگان بهتری انتخاب شده اند، نمایندگانی که خود را وامدار تعداد بیشتری از مردم می دانسته اند و در زمینه کاری خود از تبحر و تخصص بالاتری برخوردار بوده اند….
بخواهیم یا نخواهیم باید باور کنیم که در کشور ما رای ندادن معنایی ندارد، شاید در کشور های توسعه یافته که کشور بر اساس برنامه های دراز مدت اداره می شود ، رای دادن یا ندادن تاثیر آنچنانی در زندگی مردم نداشته باشد ولی در کشورهایی مثل ما که همه چیز بر اساس سلیقه و نظر شخصی افراد اداره می شود ، انتخاب افراد مناسب تاثیر زیادی می تواند در سرنوشت افراد داشته باشد. زیاد راه دور نرویم ، کافیست درآمدهای نفتی دولت هشتم و دولت نهم را با هم مقایسه کنیم و از طرفی فعالیتهای عمرانی انجام شده و وضعیت اقتصادی کشور و معیشتی مردم را نیز مقایسه کنیم تا پی به تفاوتها ببریم ، فرهنگ و مسائل اجتماعی و بین الملل پیش کش.
رای می دهم چون رای ندادن هیچ فایده ای ندارد . رای ندادن یعنی رای دادن به اقلیت .برای رسیدن به دموکراسی باید جنگید و مبارزه کرد. من به لیست اعتماد ملی بطور مشخص و لیست اصلاح طلبان در حالت کلی رای می دهم.
علی دایی ، مهمان ناخوانده کابینه 70 میلیونی !
رسیدن علی دایی به مقام سرمربیگری تیم ملی هم جای تعجب داد و هم ندارد چرا که افراد بسیاری هستند که ، شایستگی های کمتری نسبت به علی دایی دارند ولی در موقعیتهای بسیار بالاتری قرار دارند .
در شایستگی فنی و حتی اخلاقی و شخصیت بالای او برای پذیرش این پست شکی نیست ولی سوال اینست : در شرایطی که فاکتورهای بیان شده ، این روزها مورد بی توجهی قرار می گیرند و ملاکی برای انتخاب مدیران نیستند، چرا و بر چه اساسی علی دایی سرمربی تیم ملی می شود؟
شک ندارم که انتخاب مدیران سازمان تربیت بدنی در شرایط عادی ، امیر قلعه نوعی یا مایلی کهن بوده ولی بی ثباتی فدراسیون فوتبال طی یک سال و نیم گذشته و افشاگریهای صفایی فراهانی و ناکامی علی آبادی در راه رسیدن به میز ریاست فدراسیون و نهایتاً انتقادات اخیر دایی باعث شد که مدیران دولتی از ترس ناکامی احتمالی تیم ملی قید مربیان محبوب خود را بزنند و این حکم را به نام دایی بزنند.
در حقیقت توانایی های علی دایی و تجربیات بین المللی او نقشی در رسیدن او به نیمکت تیم ملی نداشته است . در حالیکه هر روز دایره استفاده از مدیران و متخصصان در زمینه های مختلف تنگ و تنگتر می شوند و سعی می شود تمام صندلی ها و میزها به افرادی با یک تفکر برسد ، علی دایی این توفیق نصیبش می شود که نفر اول محبوب ترین ورزش کشور شود.
آقای دایی این توفیق اجباری مبارکتان باشد.
پی نوشت:
وقتی که در اینترنت عکس علی دایی را جستجو می کردم ، عکسهای خانوادگی و خصوصی او بیشتر از عکسهای ورزشی به چشم می خورد! واقعاً متاسفم ، این رفتار بسیار زشت و غیر اخلاقی است .


